ماقبل مقدمه: اینکه ما چه بر سر واژه‌ها آورده‌ایم بحثی مفصل است؛ که امروز وقتی می‌خواهیم از یک واژه بنویسیم، باید مدام حواسمان باشد که نکند این واژه را فلان حزب سیاسی با بهمان مفهوم مصادره کرده باشد یا اینکه این واژه بار ارزشی دارد یا ندارد؛ شاهد هم از غیب رسید. همین یک کلمه ارزشی و ارزش را، بدون چند کلمه توضیح که منظور این است و آن نیست نمی‌توان به‌کار برد. اما با این همه، شاید توجه به اینکه، بسیاری از ما در عین حال حواس‌شان به واژه‌ها نیست هم هنوز جای کار دارد.

در نوشتار قبلی، از رنج که مصطلحی غیر دقیق است نوشتم و اینبار که می‌خواستم درباره آرامش بنویسم، باز هم توضیحات مقدماتی آن نوشتار را لازم دیدم که همانجا می‌شود خواند.

 

ما نیاز به آرامش داریم؛ منظور استراحت کردن، فکر نکردن، زحمت نکشیدن، عدم تحمل فشار و سایر مواردی از این دست نیست. ما باید کمی آرام‌تر حرکت کنیم.

دنیا سریع‌تر شده است. خودرو‌ها به نسبت همین بیست سال گذشته سریع‌تر حرکت‌ می‌کنند و حتی جاده‌ها هم برای سریع‌تر حرکت کردن خودروها، بهینه‌تر شده است و علاوه بر آسفالت خوب، هر چندسال، یک لاین هم به لاین‌ جاده‌ها اضافه می‌شود؛ البته کم و کاست صنعت خودرو و نواقص جاده‌های کشور ما بماند برای بعد.

ارتباطات‌ هم سریع‌تر شده است. گوشی موبایل، با همگرایی که میان کارکردهای مختلفی نظیر تماس گرفتن، محاسبه کردن، ضبط صوت و تصویر، یادداشت برداری و … ایجاد کرده‌ است، هم نیاز ما به وسایل متعدد را کاهش داده و هم باعث شده همه این کارکردها سرعت بیشتری بگیرند.

در کنار جابجایی و ارتباطات، سایر فرآيندهای زندگی هم سریع‌تر شده است؛ ما سریع‌تر غذا می‌خوریم که سریع‌تر به کارهایمان برسیم که سریع‌تر درآمد بدست بیاوریم که سریع‌تر این امکانات و آن تجهیزات را فراهم کنیم و سریع‌تر پیشرفت کنیم و سریع‌تر و سریع‌تر ادامه دهیم تا سریع‌تر زندگی کنیم و البته سریع‌تر بمیریم.

به‌نظرم بهترین‌ واژه‌ای که در مقابل سریع می‌توان قرار داد،‌ «آرام» است. ما باید کمی آرام بگیریم. اما از آن‌جایی که آرامش و سکون را دو واژه مترادف می‌دانیم، ماجرا بیخ پیدا می‌کند.

شما اگر ساکن باشید، ده سال هم که بگذرد، از جایتان تکان نخورده‌اید؛ اما می‌توانید آرام باشید و بعد از ده سال، مسیر زیادی را به هر سمتی پیموده باشید.

به نظر، بیت «ما زنده به آنیم که آرام نگیریم / موجیم که آسودگی ما عدم ماست» صائب تبریزی، که بسیار همه‌گیر شده است، نیاز به بروزرسانی واژگانی داشته باشد. امروزه آرام نگرفتن بودن، به‌معنای سرعت بیشتر است، نه در مقابل آسودگی.

 

اما سوال این است که اگر سریع‌تر رفتن ممکن است، چرا باید آرام باشیم؟

شاید پاسخ کوتاه‌ش این باشد که ما چاره‌ای جز آرام شدن نداریم. ما اگر قرار باشد چیزی یاد بگیریم یا چیزی در این جهان کسب کنیم، لازم است که آرام این کار را انجام بدهیم تا عمق پیدا کند، جاگیر شود و جا بیفتد.

شما اگر شعله‌ زیر قابلمه غذا را زیاد کنید، در نهایت به‌جای غذای سریع‌تر آماده شده، یک قابلمه غذای سوخته خواهید داشت؛ خاصیت غذاهای مادربزرگ که هنوز هم به‌به و چه‌چه برایشان بلند است، نه قابلمه‌های بهتر است نه مواد اولیه جادویی؛ مادربزرگ‌ها از همان ابتدای طلوع آفتاب، غذایشان را بار می‌کنند تا خوب جا بیفتد.

ما وقتی بخواهیم سریع‌ باشیم، برای تسلط بیشتر به یک مساله، کتاب‌های بیشتری درباره آن می‌خوانیم، کلاس‌های بیشتری می‌رویم و در نهایت انبوه مطالب بیشتری روانه ذهن‌مان کردیم اما بعید از تسلطی حاصل شده باشد و این مساله در دنیای کنونی که بیش از قبل مهارت‌محور و نه دانش‌محور است، نمود جدی‌تری دارد. تسلط نتیجه تمرین و مداومت است؛ یک فعل متناوب مداوم.

در کسب کردن هم همین مساله برقرار است. ما اگر شخصی بیکار باشیم و قرار باشد تا پایان ماه صد میلیون‌تومان پول بدست بیاوریم، یا باید معجزه را چاشنی کار کنیم، یا چاره‌ای جز دزدی نداریم؛ مگر اینکه پدری پول/منصب‌دار داشته باشیم. برای کسب کردن، ما باید یک زمینه را بشناسیم، کمی در آن دست و پا بزنیم، چم و خم کار را یاد بگیریم و در نهایت برای رسیدن به میزان درآمد مطلوب، به فراخور درآمد روزانه یا ماهانه، مدتی را هم صبر کنیم. سریع‌تر بودن در این موارد، هیچوقت باعث ایجاد دستاورد جدی نخواهد شد.

حال با این وضعیت که همه چیز در جهان برای سریع‌تر زندگی کردن ما مهیا می‌شود اما ما باید آرام بگیریم، تناقضی سخت و دردناک مقابل ماست.

ما باید کاری را انجام دهیم که همه چیز برای حالت معکوس آن طراحی شده است.

البته، از آن‌جایی که اغلب افراد هم همان مسیر مشخص شده‌ را می‌روند، کسانی که آرام می‌گیرند، هرچند دیر -البته به‌موقع واژه درست‌تری است- اما دستاوردهای بزرگ‌تری بدست می‌آورند. در واقع همه زمین‌هایی را که افراد عجول با خراب کردن محصولاتی که با سریع آب و کود دادن به آن قصد برداشت سریع‌تر از آن‌ها را داشته‌اند تبدیل به یک زمین حاصل‌خیزتر کرده‌اند را، افرادی که در آرامش هستند شخم خواهند زد و به مرور زمان محصول مطلوب‌تری برداشت می‌کنند.

 

حالا کمی به تفاوت سکون، آرامش، صبر، سرعت، عجله و سایر واژه‌ها فکر کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید