احساس می‌کنم مدت زیادی است بیشتر می‌گویم که به کلمه‌ها توجه می‌کنم اما کمتر این کار را می‌کنم. یعنی مثلا چند سال قبل درباره مفهوم دل‌تنگی چیزی نوشته‌ام یا چیزی را پذیرفته‌ام و هنوز که هنوز است به همان فکر می‌کنم و همان را باور دارم حتی اگر در ظاهر ادای توجه به کلمات را در بیاورم.

مثلا همین الان اگر بگویند دل‌تنگی چیست، می‌توانم سریع دستم را روی کیبورد بگذارم و کلماتی را ردیف کنم اما اینکه این کلمات چقدر با واقعیت افکار حال حاضرم مطابق باشند، جای تردید دارد.

حالا ممکن است کسی بگوید اگر الان می‌نویسی، حکما همین الان، باور هم داری، اما من گمانم می‌کنم قبل از اینکه فکر کرده باشم که به این کلمات باور دارم یا نه، کلمات خود به خود ردیف شده‌اند. یعنی تعاریف و افکارم درباره برخی چیزها به حالت خودکار ذهنم وارد شده‌اند.

شبیه کودکی که یک جسم عجیب را برای اولین بار دیده، مثلا یک رادیوی قدیمی، و قبل از اینکه بداند چیست و چگونه کار می‌کند، مثلا با پیچ‌های بزرگش که صدای تق تق می‌دهند ور می‌رود و آن‌ها را می‌پیچاند و احتمالا برای خودش یک بازی هم درست کرده و اسمش را گذاشته پیچ‌پیچ. یعنی فکر می‌کند این یک چیزی است که باید پیچ‌هایش را تکان بدهی تا صدایی درست شود و کیف کنی و خب کیف هم می‌کند. بعد پدر از راه می‌رسد و می‌گوید این رادیوست، آن را به هر طریق روشن می‌کند و به کودک می‌گوید اینطور کار می‌کند و کاربردش اینگونه است. بعد از آن دیگر کودک فهم کرده که این یک چیزیست که اینطور کار می‌کند و دیگر در ذهنش تثبیت می‌شود. حالا اگر جایی مثل همان را ببیند فورا می‌گوید این فلانطور کار می‌کند، حتی اگر آن چیز جدید، یک ضبط باشد که صرفا ظاهر رادیو دارد.

یعنی الان که من به دل‌تنگی فکر می‌کنم، ممکن است همان چیزی که برای اولین بار پذیرفته‌ام را بازآوری کنم اما دل‌تنگی، با مختصات کنونی ذهن و شخصیت من، چیز دیگری باشد. اینکه به‌دلیل عادت، باور، خودکار شدن یا هر اسم دیگری، توان فکر مجدد به مفاهیم را از دست داده باشیم، یعنی توان یادگیری بیشتر از جهان را از دست داده‌ایم

حالا دارم به این فکر می‌کنم که چگونه می‌شود به این مفاهیم مجدد و با کمترین تاثیر از تعاریف و موارد تثبیت شده گذشته فکر کرد. در مطالب بعدی، اگر مطالب بعدی وجود داشت، درباره این فکر خواهم کرد.

فکر کردن یعنی همان نوشتن. من گمان می‌کنم دیگر دلایل کافی برای اینکه این دو واژه را مترادف هم در نظر بگیرم دارم.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید